پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۲

بگریست ابر نیسان والوَرد قَد تبَسَّم

خامش چنین چرایی؟والطَّیر قَد ترنَّم

کردند خانه رنگین عینای مِن دمُوعی

از بس که اشک خونین قَد فاضَ مِنهُما دم

دل کی رسد به جانان والحُزن لیسَ فیهِ

دعوی کنی محبَّت والقلب غَیر مُغتَم

ای باد عنبرین بوی یا مرحبا مَجِیک

جانم ترا فدا باد جِئتَ خَیر مَقدم

دل خست غمزه ی او لابدَّ من شفاءٍ

مرهم طلب ز لعلش ای والشِّفاهُ مَرهم

صد چشمه آب در چشم والنَّار فی فؤادی

من غرق آتش و آب یا ویلَنا ترحَّم

بیمار درد عشقم هیهات لَم تَعُدنی

باری چو مرده باشم زرنی ولا تَلَوَّم

راه صفا نپویی هذا طریق جَورٍ

مهر و وفا نجویی انَّی اخاف تَندم

ابن حسام دارد فی العیَنِ عین جارٍ

ای نور چشم فانظُر الیهِ وارحَم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۴ما به گلزار عذارت همه در بستانیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۵بیا بیا که دل بسته را گشاد دهیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۶ما وصال تو به زاری و دعا می‌طلبیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۷ما نیاریم که وصف تو کماهی بکنیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۸ما نیاریم که سوی تو نگاهی بکنیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۹مقیم میکده و ساکن خراباتم
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۰دوش با زلفت به هم شوریده حالی داشتیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۱آن کجا شد کز تو گه گه مرحبایی داشتم
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.