پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۱

آن کجا شد کز تو گه گه مرحبایی داشتم

در حریم کعبه ی کویت صفایی داشتم

دی گذشتی و نکردی التفاتی سوی من

خود نگفتی دردمند مبتلایی داشتم

دوش ز آب دیده و از آتش دل تا سحر

در میان آب و آتش ماجرایی داشتم

ناله ی شبگیر و آه سوزناکم نیم شب

این همه رنج و عنا آخر ز جایی داشتم

خوف گردابست و بیم موج و دریای عمیق

یار کشتیبان نگفتی کاشنایی داشتم

دست و پایی بایدم زد کابم از سر در گذشت

دست و پایی می زنم تا دست و پایی داشتم

ای طبیب دردمندان بر سر بالین من

یک قدم نه کز تو امید دوایی داشتم

معتکف در گوشه ی محراب ابروی تو دوش

تا سحر گه دست حاجت بر دعایی داشتم

بر گلستان جمالت دوش چون ابن حسام

همچو بلبل بر چمن برگ و نوایی داشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۳مرا چه قرب که در انتظار روی تو باشم
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۴گفتم از سلسله ی موی تو پرهیز کنم
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۵روز الست جرعه عشقت چشیده‌ایم
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۶در سر هوس غمزه جادوی تو دارم
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۷بس که یاد آن لب و دندان چون دُر می‌کنم
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۸به رویت گر نظر کردیم ، کردیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۹چو زلف خود فرو مگذار کارم
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۰طرفه طوطیّ شکّرستانیم
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.