پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۹

چو زلف خود فرو مگذار کارم

که چون زلفت پریشان روزگارم

به یاد لعل شیرینت چو فرهاد

بتلخی روزگاری می گذارم

بجز نقش رخت نیکو نیاید

ز هر نقشی که نیکو می نگارم

نیارم بر زبان اورد نامت

که گر یارم بشب خفتن نیارم

درازی شب هجران ز من پرس

که شب تا روز اختر می شمارم

بسوزد مشعل تابنده ماه

گر از سوز درون آهی برآرم

ز تاب هجر زلفت چون بنفشه

سر از زانوی حسرت بر نیارم

بیا ساقی ز چشم نیمه مستم

قدح پر کن که در عین خمارم

نمی یابم ز گلزار تو بویی

ز غمزه می زنی بر دیده خارم

رخ ابن حسام و خاک راهت

که در راهت جز این رویی ندارم

مرا استاد عشقت نکته دان کرد

که رحمت باد بر آموزگارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۱بی‌نیازی تو و ما بهر نیاز آمده‌ایم
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۲گرچه بس منفعل از شرم گناه آمده‌ایم
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۳سرو دلجویست یا شمشاد یا بالاست آن
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۴بی نیازی از نیاز ما چه استغناست این
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۵چه افتادت ای ترک خرگاه من
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۶ای قامت بلند تو عمر دراز من
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۷رخسار تو بی نقاب دیدن
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۸طراز طرّهٔ مشکین پرشکن بشکن
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.