پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۶

ای قامت بلند تو عمر دراز من

محراب ابروی تو محل نماز من

هستم چو شمع شب همه شب در گداز و سوز

و آگه نیی ز گریه و سوز و گداز من

رازم به زیر پرده ز مردم نهفته بود

بر رو فکند اشک من از پرده راز من

گر قسمتم به کوی خرابات کرده اند

با قسمت ازل چه کند احتراز من

من کار خود چنان که بباید نساختم

باید که لطف دوست شود کارساز من

ای سرو خوش خرام بنه سرکشی ز سر

در ناز خود مبین و ببین در نیاز من

یا در کشم به دامن همت که عاقبت

سر بر کشد ز جیب حقیقت مجاز من

ابن حسام را چو محل پیش بار نیست

خیز ای نسیم و عرضه کن از من نیاز من

باشد به نیم جرعه کند کار من تمام

ساقی میر مجلس مسکین نواز من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۸طراز طرّهٔ مشکین پرشکن بشکن
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۹ترا که گفت که بر برگ گل کلاله فکن
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۰دهانش آرزوی تنگدستان
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۱بیا و معنی اسرار ما مشاهده کن
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۲ای خیال عارضت گلشن نگار چشم من
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۳آن سرو ناز کو که ببوسیم پای او
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۴گران جانی مکن جانا و بشنو
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۵دل را حضور نیست دمی بی حضور او
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.