پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۱

بیا و معنی اسرار ما مشاهده کن

حیات جان ز لب یار ما مشاهده کن

طریق بنده نوازی و رسم دلداری

گرت دلیست ز دلدار ما مشاهده کن

به شهر ما بفروشند جان و غم نخرند

بیا و رونق بازار ما مشاهده کن

حدیث عقل نیابند در دفاتر ما

رموز عشق در اشعار ما مشاهده کن

ز مرهمی که رسد لطف دوست بر دل ریش

دوای سینه افگار ما مشاهده کن

هزار دانه که در گوش هوش باید کرد

ز عقد طبع دُرَربار ما مشاهده کن

شکر که طعمه به طوطی دهند ابن حسام

تو از مقاله گفتار ما مشاهده کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۳آن سرو ناز کو که ببوسیم پای او
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۴گران جانی مکن جانا و بشنو
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۵دل را حضور نیست دمی بی حضور او
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۶دلم صید کردی بدان چشم آهو
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۷من مرغ آشیانه قسدم به دام تو
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۸چون بلا نیست بی مشیَّت او
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۹نگار من که میان بسته‌ام به خدمت او
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۰بلبل از شاخ گل زند هوهو
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.