پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۵

دل را حضور نیست دمی بی حضور او

خرم دلی که شاد بود با سرور او

پویندگان وادی ایمن توقُّفی

باشد که لمعه ای بدرخشید ز نور او

سالک به اهتمام ارادت وصال یافت

موسی و ذرّه ای ز تجلّی و طور او

درس زبور عشق به عشّاق می دهند

داوود را ترنّم زیر زبور او

آن را که در بهشت لقا وعده کرده اند

او را چه التفات به حور و قصور او

اسرار دنیوی چه متاعیست پر غرور

هان تا مگر نفریبد غرور او

ابن حسام تا نشوی ملتغت به غیر

پرهیز کن ز آتش قهر غیور او

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۷من مرغ آشیانه قسدم به دام تو
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۸چون بلا نیست بی مشیَّت او
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۹نگار من که میان بسته‌ام به خدمت او
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۰بلبل از شاخ گل زند هوهو
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۱ای به جبین و هر دو رخ زهره یکی و ماه دو
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۲مپیچ در سر زلف و بنفشه تاب مده
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۳شب است و خال تو اندر خیال چشم سیاه
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۴نظری سوی به ما کن صنما گاه به گاه
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.