پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۳

آن سرو ناز کو که ببوسیم پای او

روشن کنیم دیده به خاک سرای او

او سر ز ناز خویش نیارد به ما فرود

ما چون بنفشه سر بنهاده به پای او

او را به جای ما به غلط گر کسی بود

ما را کسی نبود و نباشد به جای او

او گر جفا و جور کند بر دلم چه باک

ما دل نهاده ایم به جور و جفای او

او گر رضای خاطر ما را نگه نداشت

ما بنده ایم خاطر ما و رضای او

او گر گدای درگه خود را ز در براند

آیا کجا رود ز در او گدای او

او گلبنی است تازه ز گلشن سرای جان

ابن حسام بلبل دستان سرای او

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۵دل را حضور نیست دمی بی حضور او
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۶دلم صید کردی بدان چشم آهو
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۷من مرغ آشیانه قسدم به دام تو
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۸چون بلا نیست بی مشیَّت او
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۹نگار من که میان بسته‌ام به خدمت او
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۰بلبل از شاخ گل زند هوهو
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۱ای به جبین و هر دو رخ زهره یکی و ماه دو
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۲مپیچ در سر زلف و بنفشه تاب مده
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.