پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۲

گرچه بس منفعل از شرم گناه آمده‌ایم

تکیه بر مرحمت لطف اله آمده‌ایم

دست در دامن ملاح عنایت زده‌ایم

ما بدین بحر نه از بحر شناه آمده‌ایم

رقم جرم و گناه از صفحات عملم

محو فرمای که بس نامه سیاه آمده‌ایم

دهن از سوز درون خشک و رخ از دیده پر آب

به انابت بدرت با دو گواه آمده‌ایم

تا به اعزاز چو یوسف به عزیزی برسیم

ما بدین مصر به تاریکی چاه آمده‌ایم

جای آن هست که دریوزه کنیم ابن‌حسام

بر سر راه چو بی‌توشهٔ راه آمده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۴بی نیازی از نیاز ما چه استغناست این
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۵چه افتادت ای ترک خرگاه من
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۶ای قامت بلند تو عمر دراز من
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۷رخسار تو بی نقاب دیدن
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۸طراز طرّهٔ مشکین پرشکن بشکن
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۹ترا که گفت که بر برگ گل کلاله فکن
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۰دهانش آرزوی تنگدستان
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۱بیا و معنی اسرار ما مشاهده کن
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.