پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۴

گفتم از سلسله ی موی تو پرهیز کنم

چون کنم بسته ی آن حلقه ی مشکین رسنم

آتش چهر تو افروخته شد من چو سپند

جای آن هست اگر دیده بر آتش فکنم

جرعه ای یافتم از جام تو در روز ازل

من از آن دور سراسیمه و بی خویشتنم

زاهد از سیل سرشکم به سلامت مگذر

تا در این ورطه ی خوناب نیفتی که منم

ز آتش شوق تو هر جا برم نام لبت

نفس دود برآید به دماغ از دهنم

من که با داغ تو میرم چو سر از کنج لحد

بر کنم زآتش دل سوخته یابی کفنم

روز اول که مرا لطف تو با چندان عیب

بپذیرفت همانم به همان رد مکنم

دلم از غربت دیرین بگرفت ابن حسام

در سر افتاد ز سر باز هوای وطنم

طایر گلشن قدسم به نشیمنگه خاک

عاقبت زین قفس خاکی تن بر شکنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۶در سر هوس غمزه جادوی تو دارم
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۷بس که یاد آن لب و دندان چون دُر می‌کنم
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۸به رویت گر نظر کردیم ، کردیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۹چو زلف خود فرو مگذار کارم
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۰طرفه طوطیّ شکّرستانیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۱بی‌نیازی تو و ما بهر نیاز آمده‌ایم
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۲گرچه بس منفعل از شرم گناه آمده‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۳سرو دلجویست یا شمشاد یا بالاست آن
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.