پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۱

ایا ز تاب جمال تو آفتاب خجل

ز عطر سنبل زلف تو مشک ناب خجل

ز دانه‌های دهان تو در دهانهٔ لعل

در اندرون صدف لؤلؤ خوشاب خجل

نقاب چهره برافکن که پرده دار چمن

ز شرم حسن تو مانده است در نقاب خجل

اگر ز عارض گلگون عرق بیفشانی

ز رنگ و بوی تو گردد گل و گلاب خجل

ز حسن خود ورقی می نگاشت گل در باغ

رخ تو دید و بماند اندر آن کتاب خجل

من از شراب خجالت نمی‌برم ساقی

بده که کس نشد از کردهٔ صواب خجل

مقال ابن حسام ار به تربت حافظ

برند گردد ازین شعر همچو آب خجل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۳تَعالِ مَن بِکَ وجدی که من هوای تو دارم
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۴ما به گلزار عذارت همه در بستانیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۵بیا بیا که دل بسته را گشاد دهیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۶ما وصال تو به زاری و دعا می‌طلبیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۷ما نیاریم که وصف تو کماهی بکنیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۸ما نیاریم که سوی تو نگاهی بکنیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۹مقیم میکده و ساکن خراباتم
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۰دوش با زلفت به هم شوریده حالی داشتیم
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.