پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۸

ما نیاریم که سوی تو نگاهی بکنیم

تکیه بر لطف تو داریم که گاهی بکنیم

رویت آیینه ی روحست ز ما روی متاب

آه اگر در رخ آن آینه آهی بکنیم

تکیه بر گردش دور قمری نتوان کرد

رخصتی ده که به روی تو نگاهی بکنیم

هر کجا راه روی روی به راهی دارند

ما هم اندر طلبت روی به راهی بکنیم

بنده وارم به گدایی در خودبپذیر

تا به جان بندگی همچو تو شاهی بکنیم

هاتف غیب چه خوش گفت مرا کابن حسام

عاقبت از کرمت عفو گناهی بکنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۰دوش با زلفت به هم شوریده حالی داشتیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۱آن کجا شد کز تو گه گه مرحبایی داشتم
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۲زلف آشفته همی تابی و من می تابم
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۳مرا چه قرب که در انتظار روی تو باشم
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۴گفتم از سلسله ی موی تو پرهیز کنم
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۵روز الست جرعه عشقت چشیده‌ایم
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۶در سر هوس غمزه جادوی تو دارم
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۷بس که یاد آن لب و دندان چون دُر می‌کنم
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.