پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۷

ما نیاریم که وصف تو کماهی بکنیم

شکر الطاف تو ای لطف الهی بکنیم

عذر خواهی قدوم تو گر امکان باشد

به دعای سحر و ورد پگاهی بکنیم

خواهش ار جان عزیزست بفرمای که ما

به دل و دیده و جان آنچه تو خواهی بکنیم

دوش خوش گفت مرا سابقه ی روز ازل

کای بسا لطف که ما نامتناهی بکنیم

نامه ی ابن حسام از چه سیه شد به گناه

ما به آب کرمش محو سیاهی بکنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۹مقیم میکده و ساکن خراباتم
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۰دوش با زلفت به هم شوریده حالی داشتیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۱آن کجا شد کز تو گه گه مرحبایی داشتم
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۲زلف آشفته همی تابی و من می تابم
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۳مرا چه قرب که در انتظار روی تو باشم
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۴گفتم از سلسله ی موی تو پرهیز کنم
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۵روز الست جرعه عشقت چشیده‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۶در سر هوس غمزه جادوی تو دارم
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.