پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۴

ما به گلزار عذارت همه در بستانیم

از خیال می لعلت همه سر مستانیم

نیم جانیست که در پای تو انداخته ایم

نیست لایق چه توان کرد تهیدستانیم

چهره بنما که چو صبحم نفسی بیش نماند

کان نفس را ز سر صدق بر آن افشانیم

گر به سودای تو در پای بگردد سر ما

تو مپندار که از پای تو سر گردانیم

ما به امید تو از راه دراز آمده ایم

سر مگردان که چو زلفت همه سرگردانیم

شعله ی آتش دل هستی ما پست کند

گر نه هرلحظه به آب مژه اش بنشانیم

پیشتر زان که فلک داد ز ما بستاند

ساقیا باده که ما داد ازو بستانیم

ما که پیمان وفا با سر زلفت بستیم

به وفای تو که هم بر سر آن پیمانیم

حالیا در صفت حسن تو چون ابن حسام

در کتب خانه ی عشقت ورقی می خوانیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۶ما وصال تو به زاری و دعا می‌طلبیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۷ما نیاریم که وصف تو کماهی بکنیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۸ما نیاریم که سوی تو نگاهی بکنیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۹مقیم میکده و ساکن خراباتم
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۰دوش با زلفت به هم شوریده حالی داشتیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۱آن کجا شد کز تو گه گه مرحبایی داشتم
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۲زلف آشفته همی تابی و من می تابم
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۳مرا چه قرب که در انتظار روی تو باشم
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.