پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۸

رخ زرد از آن روی شویم به اشک

که تا آبرویی بجویم به اشک

از آن مرد خواهم بر آن خاک کوی

که باشد کند شستو شویم به اشک

چو بر کشته ی خویشتن بگذری

بر آور یکی آرزویم به اشک

عبیری برآموی بر من به موی

گلابی بر افشان به رویم به اشک

بر آنم که بر ره نمانم غبار

که سقّای آن خاک کویم به اشک

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۰برفتی از نظر و از نظر نرفت خیال
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۱ایا ز تاب جمال تو آفتاب خجل
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۲بگریست ابر نیسان والوَرد قَد تبَسَّم
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۳تَعالِ مَن بِکَ وجدی که من هوای تو دارم
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۴ما به گلزار عذارت همه در بستانیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۵بیا بیا که دل بسته را گشاد دهیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۶ما وصال تو به زاری و دعا می‌طلبیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۷ما نیاریم که وصف تو کماهی بکنیم
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.