پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۷

حریف دلکش خوش طبع و ساقی گلرنگ

شراب و شاهد و شمع و شب و چغانه و چنگ

هوای معتدل نو بهار و موصم گل

طراوت چمن دلفریب و دلبر شنگ

نوای نغمه ی عشّاق و ساز پرده ی راست

مده به رغم مخالف چو می توان از چنگ

به صلح کوش که با روزگار عربده جوی

بسی به عربده رفتیم و بر نیامد جنگ

دلم چو شیشه شد و روزگار سنگین دل

کدام شیشه که نشکست روزگار به سنگ

غمت که جای نمی یافت در جهان فراخ

چگونه جای دهم در فضای سینه ی تنگ

گر آه غالیه گونم در آسمان گیرد

عذار آیینه ی اختران بگیرد زنگ

به وصل خویش برآر آرزوی ابن حسام

شتاب عمر گرانمایه بین چه جای درنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۹ای قامت بلند تو ما را بلای دل
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۰برفتی از نظر و از نظر نرفت خیال
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۱ایا ز تاب جمال تو آفتاب خجل
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۲بگریست ابر نیسان والوَرد قَد تبَسَّم
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۳تَعالِ مَن بِکَ وجدی که من هوای تو دارم
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۴ما به گلزار عذارت همه در بستانیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۵بیا بیا که دل بسته را گشاد دهیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۶ما وصال تو به زاری و دعا می‌طلبیم
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.