پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۶

چو خاک تا نشود تختهٔ من اندر خاک

ز لوح سینه نگردد رقوم عشق تو پاک

ز سوز سینه خبر می‌دهد به غمّازی

سرشک سرخ و رخ زرد و دیدهٔ نمناک

متاب رشتهٔ زلفت ز ما درین گرداب

که میل کشتی ما می‌کند نهنگ هلاک

چه غم ز طعنهٔ دشمن اگر تو باشی دوست

که نیش همدم نوش است و زهر با تریاک

به زهر می‌کشدم عقل مفسد ابن حسام

خیال فاسدش از سر ببر به شیرهٔ تاک

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۸رخ زرد از آن روی شویم به اشک
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۹ای قامت بلند تو ما را بلای دل
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۰برفتی از نظر و از نظر نرفت خیال
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۱ایا ز تاب جمال تو آفتاب خجل
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۲بگریست ابر نیسان والوَرد قَد تبَسَّم
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۳تَعالِ مَن بِکَ وجدی که من هوای تو دارم
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۴ما به گلزار عذارت همه در بستانیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۵بیا بیا که دل بسته را گشاد دهیم
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.