پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش سوم

بخش ۳۳ - در زراعت وشرح حال خود

به دهقانی افتدتو را کار اگر

وگر خواهی از کشته خودثمر

بکن سعی تا نگذرد وقت کار

هم ازوقت رو زودتر تخم کار

اگر کشت خواهی کنی سال نو

به تدبیر آن کشت امسال رو

نما زود کاری به قانون خویش

بکن کار از وعده خویش پیش

بکن با رعیت رعایت که او

کند کار را زود وبی گفتگو

ولی مالک ملک کس گرشود

خصوصا به شیراز ما خر شود

ز بس بار وصادر به اومی کشند

دو هفته نرفته است کش می کشند

شود شوشه ای از زر ار خوشه ای

نمی ماند از بهر اوتوشه ای

خصوصا دراستخر وخاصه به شول

که ملک من است وکسان را تیول

یکی می برد آب اورا به جبر

یکی غارتش میکندچون هژبر

ز من مالیاتش طلب می کنند

از این عدل عالم عجب می کنند

ادامه‌ی بخش سوم

  1. بخش ۳۵ - مناجاتخدایا توئی خالق کارساز
  2. بخش ۳۶ - فی التنبیهگرت سیم وزر هست هستی عزیز
  3. بخش ۳۷ - در اسرار حکایت شمع و پروانهشمع این نوری که بر سر باشدش
  4. بخش ۳۸ - فی التنبیهبه پیری مجوچون جوانی نشاط
  5. بخش ۳۹ - خطاب به ریاکاران زاهد نمامده زاهدا بیش ازاینم صداع
  6. بخش ۴۰ - فی التنبیهرفیقان که هستند پیش توجمع
  7. بخش ۴۱ - شکایت از دوستانی ریائیرفیقی ندیدم که باشد شفیق
  8. بخش ۴۲ - رقعه وعده گیریای به خویب یگانه ی آفاق
همه‌ی بخش سوم ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.