پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

شکوائیه

شمارهٔ ۸

فلک باز از نهان خارم نهادست

که پیری پای بر کارم نهادست

مرا خاری چنین ننهاد دیگر

اگر چه خار بسیارم نهادست

بدین موی سپید ار راست خواهی

بنای رنج و آزارم نهادست

مرا تا دهر سنبل یاسمین کرد

به دل بر بار تیمارم نهادست

تحکم بین که گردون برگ کافور

به جای مشک بر بارم نهادست

معاذالله که این موی سپیدست!

که دل بر جنگ و پیکارم نهادست

به راه عیش بر، دامی است ز انده

که این چرخ ستمکارم نهادست

ادامه‌ی شکوائیه

  1. شمارهٔ ۱۰فلک را عهد بس نااستوار است
  2. شمارهٔ ۱۱هنگام آنکه صبح صف آسمان شکست
  3. شمارهٔ ۱۲در گلشن ایام نسیمی ز وفا نیست
  4. شمارهٔ ۱۳مرا زین بیش در عالم غمی نیست
  5. شمارهٔ ۱۴هیچ کس را از زمانه حاصلی در دست نیست
  6. شمارهٔ ۱۵کار عالم نیک دیدم هیچ بر بنیاد نیست
  7. شمارهٔ ۱۶یک ذره مهر در ایام مانده نیست
  8. شمارهٔ ۱۷از عشوه روزگار فریاد
همه‌ی شکوائیه ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.