پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۴

شد جام طرب لبالب امشب

آخر چه شب است یا رب امشب

تا حشر شوم چو چشم تو مست

گر بر لب من نهی لب امشب

من با تو نشسته شاد و دشمن

از دور بمانده در تب امشب

صبح رخ تو ز برج خوبی

خورشید نموده در شب امشب

برساخت به دولت تو ناصر

از اسب مراد مرکب امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶شوریدگان مستیم از ساغر حقیقت
  2. شمارهٔ ۷سوگند به زلف پر ز چینت
  3. شمارهٔ ۸جمالش آفتاب هر نظر باد
  4. شمارهٔ ۹کس چو من در عشق سرگردان مباد
  5. شمارهٔ ۱۰همیشه سنبلت عنبرفشان باد
  6. شمارهٔ ۱۱برقع از روی دلستان بگشاد
  7. شمارهٔ ۱۲چه کنم که آن شکر لب سر وصل ما ندارد
  8. شمارهٔ ۱۳هر کس که نیست عاشق داند که جان ندارد
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.