پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۱۰

همیشه سنبلت عنبرفشان باد

قد چون سرو تو دائم روان باد

به رسم بندگان سلطان انجم

چو گردون در رکاب تو روان باد

خط سرسبز تو سلطان جان است

لب شیرین تو جان جهان باد

غباری کز سر کوی تو خیزد

خرد را توتیای چشم جان باد

کمند زلف مشکین تو پیوست

چو چشمت دلفریب و دلستان باد

کسی کاو با لبت یاد آرد از قند

ورا چون شمع آتش در دهان باد

هر آن کس کاو به بد در تو نظر کرد

مژه در چشم او همچون سنان باد

مرا کم عشق تو زد در دل آتش

عقیق نوش تو آتش‌فشان باد

ز فر طلعتت کاشانه من

چو رویت گلستان گلستان باد

به وصف من همیشه شعر ناصر

چو شیرین لعل تو گوهرفشان باد

چنان کت من (کذا) دائم در رکاب است

وفا با چشمت ای جان هم‌عنان باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲چه کنم که آن شکر لب سر وصل ما ندارد
  2. شمارهٔ ۱۳هر کس که نیست عاشق داند که جان ندارد
  3. شمارهٔ ۱۴سپیده‌دم چو صبا بوی گلستان آورد
  4. شمارهٔ ۱۵لب تو عمر جاودان ارزد
  5. شمارهٔ ۱۶حاش لله که مرا بی‌تو قراری باشد
  6. شمارهٔ ۱۷بیا ای خسرو خوبان که کار از دست بیرون شد
  7. شمارهٔ ۱۸تا خط بر آن عقیق درافشان نوشته‌اند
  8. شمارهٔ ۱۹نعل سمندت ای صنم تاج بتان چین بود
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.