پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

بیا ای خسرو خوبان که کار از دست بیرون شد

دلم بی‌لعل شیرینت پریشان گشت مجنون شد

بیا ای درد و درمانم بیا ای کفر و ایمانم

بیا ای شادی جانم که غم زاندازه بیرون شد

بیا ای شمع محفل‌ها بیا بگشای مشکل‌ها

بیا ای قبله دل‌ها که دل‌های تو پرخون شد

بیا ای لعبت مقبل دلم مشکن ز من مگسل

که بی‌رویت ز خون دل دو چشم من چو جیحون شد

بیا ای سرو سیمین‌بر ز ناصر بیش از این مگذر

که از غم گشت رویش زر ز هجرش اشک گلگون شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹نعل سمندت ای صنم تاج بتان چین بود
  2. شمارهٔ ۲۰بت لشکرشکن ترک جهان‌گیر
  3. شمارهٔ ۲۱سپیده‌دم چو شود تازه از صبا شیراز
  4. شمارهٔ ۲۲ای روی تو برده رونق گل
  5. شمارهٔ ۲۳رحمتی کن کز فراقت در جنون افتاده‌ام
  6. شمارهٔ ۲۴تا همچو نرگس است تو را پرخمار چشم
  7. شمارهٔ ۲۵بیا ای قبله عشاق عالم
  8. شمارهٔ ۲۶ای باد بیا ببر سلامم
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.