پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

بت لشکرشکن ترک جهان‌گیر

نهاده چشم مستش در کمان تیر

به فال فرخ و عزم همایون

درآمد از درم سرمست شبگیر

ز قدش سرو با صدگونه خجلت

ز رویش باغ باد گونه تشویر

مه از روی چو روزش گشت روشن

شب از زلف سیاهش گشت چون قیر

معربد نرگسش خون‌ریز و خون‌خوار

مشعبد سنبلش دل‌سوز و دل‌گیر

کشیده خط او در حلقه خورشید

نهاده زلف او بر ماه زنجیر

سر زلفش ربایان از کف عقل

قرار و اختیار و صبر و تدبیر

بر اطراف رخش اسرار خوبی

قضا کرده به مشک سوده تحریر

عیان در زیر هر چینی ز زلفش

هزاران خلخ و فرخار و کشمیر

به شیوه غمزه جادو فریبش

کمال هجر را می‌کرد تحریر

نمی‌آمد ز بس و لطافت

نظر را صورتش در قید تصویر

نکرده نقش‌بندان حقیقت

حقیقت در حق او هیچ تقصیر

چنین لطفی بفرموده وزآن پس

نفرمود آن صنم یک لحظه تاخیر

همی رفت او و ناصر زار می‌گفت

که از خاطر فرو مگذارم ای میر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲ای روی تو برده رونق گل
  2. شمارهٔ ۲۳رحمتی کن کز فراقت در جنون افتاده‌ام
  3. شمارهٔ ۲۴تا همچو نرگس است تو را پرخمار چشم
  4. شمارهٔ ۲۵بیا ای قبله عشاق عالم
  5. شمارهٔ ۲۶ای باد بیا ببر سلامم
  6. شمارهٔ ۲۷همه لطف است معشوقم همه حسن است جانانم
  7. شمارهٔ ۲۸جان صافی شده از یاد تو ای دوست تنم
  8. شمارهٔ ۲۹ای غلام غمت خداوندان
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.