پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۳

نگارا دلبرا چابک سوارا

بتا کافردلا بی‌رحم یارا

به جان تو که بی‌تو زار زارم

بکن رحمی مکن دوری خدا را

مکن دوری مجوی از من جدایی

که هجرانت پریشان کرد ما را

فراق دوستان ناخوش بلایی است

خدایا کس مبیناد این بلا را

نه وصلت می‌دهد یک روز دستی

نه هجرت می‌کند یک دم مدارا

نیایی و نیاید یادت از من

فرامش کرده‌ای گویی وفا را

قضا گر داد من نستاند از تو

به درد دل بسوزانم قضا را

سزای عشق نبود هر هوسناک

مده ره عاشقان ناسزا را

که گر باد صبا گردد به گردت

ز غیرت پی کنم باد صبا را

چو ناصر عاشقی باید مصفا

که داند قیمت حسن و صفا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵صبا مشاطگی از سر گرفته است
  2. شمارهٔ ۶شوریدگان مستیم از ساغر حقیقت
  3. شمارهٔ ۷سوگند به زلف پر ز چینت
  4. شمارهٔ ۸جمالش آفتاب هر نظر باد
  5. شمارهٔ ۹کس چو من در عشق سرگردان مباد
  6. شمارهٔ ۱۰همیشه سنبلت عنبرفشان باد
  7. شمارهٔ ۱۱برقع از روی دلستان بگشاد
  8. شمارهٔ ۱۲چه کنم که آن شکر لب سر وصل ما ندارد
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.