پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۲

لَنا قَلَقٌ و هُم کانوا جوارا

فکیفَ اذا تَباعَدنا الدِّیارا

قضای ایزد و تقدیر یزدان

ز ما بیگانه کرد آن آشنا را

فَطارَ الصَّبرُ مِنّا حینَ وَلّی

و سارَ القلبُ مَعهُ حَیثُ سارا

شود جیحون کنارم زآب دیده

چو یاد آرد دل آن ترک خطا را

قالی (؟) ساعة الا و حیثُ

صبا باتَ اِلهیا و اِدکارا

زبانی گرددم هر موی و گویم

چو باشد گرد کویش طوف ما را

و ما حُبُّ الدّیارِ شَغَفنَ قلبی

ولِکن حُبُّ مَن سَکَنَ الدّیارا

چو عاشق کاو لب معشوق بوسد

اُقَبِّلُ ذاالجِدارِ و لاَالجِدارا

ز چشمم تا که رویش گشت پنهان

شد آن راز نهانم آشکارا

فیا لِلهِ قَد فاضِت دُمُوعی

فمایَبقی بِحار و اصطِبارا

نه صبرم ماند و نی طاقت نه آرام

بکن رحمی مکن دوری خدارا

یَمیلُ إلی مَنازِلکُم فُوادی

عُدُولاً عَن سِواکُم و آزوِرارا

چو مقصود دل از عالم شمایید

بریدیم از همه عالم شمارا

نُصیِّرُ فی تَصَرُّفِکم اُموری

فَنُعطِی الحکمَ فیها والخِیارا

اگر خواهی تو با ناصر وفا کن

وگر خواهی مضاعف کن جفا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴شد جام طرب لبالب امشب
  2. شمارهٔ ۵صبا مشاطگی از سر گرفته است
  3. شمارهٔ ۶شوریدگان مستیم از ساغر حقیقت
  4. شمارهٔ ۷سوگند به زلف پر ز چینت
  5. شمارهٔ ۸جمالش آفتاب هر نظر باد
  6. شمارهٔ ۹کس چو من در عشق سرگردان مباد
  7. شمارهٔ ۱۰همیشه سنبلت عنبرفشان باد
  8. شمارهٔ ۱۱برقع از روی دلستان بگشاد
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.