پرش به محتوای اصلی
ناصر بجه‌ای ناصر بجه‌ای

غزلیات

شمارهٔ ۷

سوگند به زلف پر ز چینت

یعنی به کمند عنبرینت

سوگند به پیکر سعادت

یعنی که به روی نازنینت

سوگند به آب زندگانی

یعنی که به لعل آتشینت

سوگند به مرکز معانی

یعنی که به طبع خرده‌بینت

سوگند به جان هر دو عالم

یعنی که به ذات بی‌قرینت

کز شوق عذار توست ناصر

آشفته چو زلف پر ز چینت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹کس چو من در عشق سرگردان مباد
  2. شمارهٔ ۱۰همیشه سنبلت عنبرفشان باد
  3. شمارهٔ ۱۱برقع از روی دلستان بگشاد
  4. شمارهٔ ۱۲چه کنم که آن شکر لب سر وصل ما ندارد
  5. شمارهٔ ۱۳هر کس که نیست عاشق داند که جان ندارد
  6. شمارهٔ ۱۴سپیده‌دم چو صبا بوی گلستان آورد
  7. شمارهٔ ۱۵لب تو عمر جاودان ارزد
  8. شمارهٔ ۱۶حاش لله که مرا بی‌تو قراری باشد
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بجه‌ای درباره‌ی ناصر بجه‌ای

ناصرالدین بجه‌ای که به ناصرالدین شیرازی و ناصر بجه‌ای هم شهرت دارد، از شاعران پارسی‌گوی سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری بود. تخلّص شعری او «ناصر» بود. اصل او از «بجه» روستایی از قصبات رامجرد میان استان فارس و اصفهان بود و چون در شیراز سکونت داشت به شیرازی شهرت یافته‌است. ناصر بجه‌ای از معاصران سعدی بوده‌است یعنی ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.