پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

رباعیات

شمارهٔ ۳۸ - خطاب به حزب دموکرات و حکومت

ای ساده‌دلان زر گرگ حیلت‌باز

با جهد شما سیم و زر آورد فراز

چون حب زری ازو نمودید نیاز

ناگاه میانتان جدا کرد چو گاز

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۴۰آمد رمضان و خلق رفتند ز هوش
  2. شمارهٔ ۴۱ای برده گل رازقی از روی تو رشک
  3. شمارهٔ ۴۲ای میر اجل گر دهدم مهل اجل
  4. شمارهٔ ۴۳ - شهر تهرانشهریست پر از همهمه و قالاقیل
  5. شمارهٔ ۴۴ - در مرگ مادرای شمع شبستان من‌، ای مام گرام
  6. شمارهٔ ۴۵در زلف تو آشوب زمن می‌بینم
  7. شمارهٔ ۴۶چون شمع بسی رشتهٔ جان سوخته‌ایم
  8. شمارهٔ ۴۷دیشب من و پروانه سخن می‌گفتیم
همه‌ی رباعیات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.