پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

رباعیات

شمارهٔ ۴۱

ای برده گل رازقی از روی تو رشک

در دیدهٔ مه ز دود سیگار تو اشک

گفتم که چو لاله داغدار است دلم

گفتی که دهم کام دلت یعنی کشک

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۴۳ - شهر تهرانشهریست پر از همهمه و قالاقیل
  2. شمارهٔ ۴۴ - در مرگ مادرای شمع شبستان من‌، ای مام گرام
  3. شمارهٔ ۴۵در زلف تو آشوب زمن می‌بینم
  4. شمارهٔ ۴۶چون شمع بسی رشتهٔ جان سوخته‌ایم
  5. شمارهٔ ۴۷دیشب من و پروانه سخن می‌گفتیم
  6. شمارهٔ ۴۸ما بادهٔ عزت و جلالت نوشیم
  7. شمارهٔ ۴۹ما درس صداقت و صفا می‌خوانیم
  8. شمارهٔ ۵۰برخیز که خود را ز غم آزاده کنیم
همه‌ی رباعیات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.