پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

رباعیات

شمارهٔ ۵۰

برخیز که خود را ز غم آزاده کنیم

تا کی طلب روزی ننهاده کنیم

آخر که گل ما به سبو خواهد رفت

کن فکر سبویی که پر از باده کنیم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۵۲ - ریاعیاتتن چیست‌؟ مرکبی ز چندین معدن
  2. شمارهٔ ۵۳رفتم بر توپ تا بکوبم دشمن
  3. شمارهٔ ۵۴عمری بسپردیم به کام دگران
  4. شمارهٔ ۵۵چشم فلک است بر ستمگر نگران
  5. شمارهٔ ۵۶یک روی چو آیینه مبادا انسان
  6. شمارهٔ ۵۷بر درگه خود پلنگ دربان کردن
  7. شمارهٔ ۵۸ - گله‌های دوستانهقلبم به حدیثی که شنیدی مشکن
  8. شمارهٔ ۵۹ای خواجه به خط بد دلی سیر مکن
همه‌ی رباعیات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.