پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

رباعیات

شمارهٔ ۵۸ - گله‌های دوستانه

قلبم به حدیثی که شنیدی مشکن

عهدم به خطایی که ندیدی مشکن

تیغی که بدو فتح نمودی مفروش

جامی که بدو باده کشیدی مشکن

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۶۰سردار به شه گفت سپاهی از من
  2. شمارهٔ ۶۱آمادهٔ جنگ باش کاین چرخ حرون
  3. شمارهٔ ۶۲ - در محبس نظمیهسرتیپ‌، شدم ذلیل در جنگ پشه
  4. شمارهٔ ۶۳ - برای وثوق ا‌لدوله به فرنگستان فرستاده شدای خواجهٔ راد و مشفق دیرینه
  5. شمارهٔ ۶۴زان نرگس نیم مست مستم کردی
  6. شمارهٔ ۶۵ای کاش دلم به دوست مفتون نشدی
  7. شمارهٔ ۶۶ای ایرانی خفتی و بگذشت بسی
  8. شمارهٔ ۶۷ای مادر اگر دسترسی داشتمی
همه‌ی رباعیات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.