پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

رباعیات

شمارهٔ ۵۴

عمری بسپردیم به کام دگران

ما در تشویش و قوم در خواب گران

القصه وطن را به دو چشم نگران

رفتیم و سپردیم به هنگامه‌گران

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۵۶یک روی چو آیینه مبادا انسان
  2. شمارهٔ ۵۷بر درگه خود پلنگ دربان کردن
  3. شمارهٔ ۵۸ - گله‌های دوستانهقلبم به حدیثی که شنیدی مشکن
  4. شمارهٔ ۵۹ای خواجه به خط بد دلی سیر مکن
  5. شمارهٔ ۶۰سردار به شه گفت سپاهی از من
  6. شمارهٔ ۶۱آمادهٔ جنگ باش کاین چرخ حرون
  7. شمارهٔ ۶۲ - در محبس نظمیهسرتیپ‌، شدم ذلیل در جنگ پشه
  8. شمارهٔ ۶۳ - برای وثوق ا‌لدوله به فرنگستان فرستاده شدای خواجهٔ راد و مشفق دیرینه
همه‌ی رباعیات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.