پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

رباعیات

شمارهٔ ۳۴ - جمع بین ا‌لاضداد

ای بسته چو فندق به سرانگشت‌، نگار

رویت چو چراغ و طرّه‌ات چون شب تار

از مدرسه و کتاب گشتم بیزار

ای ترک پسر دختر انگور بیار

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۶ - کنایه از انگلیسای زورآور که خون ما خورده پریر
  2. شمارهٔ ۳۷زاغی می گفت اگر بمیرد شهباز
  3. شمارهٔ ۳۸ - خطاب به حزب دموکرات و حکومتای ساده‌دلان زر گرگ حیلت‌باز
  4. شمارهٔ ۳۹ - تسلیم و رضاچون از در تسلیم نشد یار، عزیز
  5. شمارهٔ ۴۰آمد رمضان و خلق رفتند ز هوش
  6. شمارهٔ ۴۱ای برده گل رازقی از روی تو رشک
  7. شمارهٔ ۴۲ای میر اجل گر دهدم مهل اجل
  8. شمارهٔ ۴۳ - شهر تهرانشهریست پر از همهمه و قالاقیل
همه‌ی رباعیات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.