فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ آن دید بقا که جز بقا هیچ ندید
- شمارهٔ ۲ میپنداری که در همه کون کسی است
- شمارهٔ ۳ در سایهٔ فقر صد جهان، وانهمه هیچ
- شمارهٔ ۴ با دانش او بیخبری داند بود
- شمارهٔ ۵ در حضرت توحید پس و پیش مدان
- شمارهٔ ۶ گر بر در آفتاب روشن باشم
- شمارهٔ ۷ عشقش به وجود متّهم کرد تو را
- شمارهٔ ۸ این هر دو جهان عکس کمالی پندار
- شمارهٔ ۹ بگذر ز حس و خیال،ای طالب حال
- شمارهٔ ۱۰ هر دل که به توحید ز درویشان است
- شمارهٔ ۱۱ ای پردهٔ پندار پسندیدهٔ تو
- شمارهٔ ۱۲ چون محرم هم نفس نهای، تو چه کنی
- شمارهٔ ۱۳ شایستهٔ این هوس نهای، تو چه کنی
- شمارهٔ ۱۴ هیچ است همه، وسوسهٔ خاطر چند
- شمارهٔ ۱۵ تا چند ازین غرور بسیار تو را
- شمارهٔ ۱۶ این قالب اگر بلند دیدی ور پست
- شمارهٔ ۱۷ دل از می عشق مست میپنداری
- شمارهٔ ۱۸ جان شیفتهٔ الست میپنداری
- شمارهٔ ۱۹ جانت به گُوِ تنی در افتاد و برفت
- شمارهٔ ۲۰ جمشید به گلخنی در افتاد و برفت
- شمارهٔ ۲۱ در فرع کجا مشبّهی افتاده است
- شمارهٔ ۲۲ آخر ره دورت به کناری برسد
- شمارهٔ ۲۳ هر چند که نیستی کمت خواهد بود
- شمارهٔ ۲۴ چون هستی را نیست کسی اولیتر
- شمارهٔ ۲۵ ای بس که دل تو بیم دارد در پیش
- شمارهٔ ۲۶ درویشی چیست مست و مفلس بودن
- شمارهٔ ۲۷ جز بیذاتی لایق درویشان نیست
- شمارهٔ ۲۸ با درویشان، «کن و مکن» نتوان گفت
- شمارهٔ ۲۹ خلقان همه در آینهای مینگرند
- شمارهٔ ۳۰ درها به فنا گشادهاند، اینت عجب!
- شمارهٔ ۳۱ تا کی غم یک قطرهٔ خوناب خوریم
- شمارهٔ ۳۲ دعوی وجود از سر مستی شوم است
- شمارهٔ ۳۳ درویشِ تو را توانگری میبایست
- شمارهٔ ۳۴ گر ما به هزار تک بخواهیم دوید
- شمارهٔ ۳۵ در عشق مرا چون عدم محض فزود
- شمارهٔ ۳۶ چون در ره این کار مرا دید فزود
- شمارهٔ ۳۷ از بس که در آثار نمیبینم من
- شمارهٔ ۳۸ هیچم همه تا با خود و با خویشتنم
- شمارهٔ ۳۹ نه فخر ز سرفرازیم میآید
- شمارهٔ ۴۰ من ماندهام و لیک بی من منییی
- شمارهٔ ۴۱ زان روز که در صدر خودی بنشستم
- شمارهٔ ۴۲ اول همه نیستی است تا اول کار
- شمارهٔ ۴۳ عمری به فنا بر دلم آوردم دست
- شمارهٔ ۴۴ هیچم من و در گفت و شنید آمدهام
- شمارهٔ ۴۵ این بیخودیی که من در آن افتادم
- شمارهٔ ۴۶ ای دل! دیدی که هرچه دیدی هیچ است
- شمارهٔ ۴۷ ای بود تو پیوسته بنا بود آخر
متن اشعار به نقل از گنجور.