پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹

نیم شبی سیم برم نیم مست

نعره‌زنان آمد و در در نشست

هوش بشد از دل من کاو رسید

جوش بخاست از جگرم کاو نشست

جام می آورد مرا پیش و گفت

نوش کن این جام و مشو هیچ مست

چون دل من بوی می عشق یافت

عقل زبون گشت و خرد زیر‌دست

نعره برآورد و به میخانه شد

خرقه به خم در زد و زنار بست

کم زن و اوباش شد و مهره دزد

ره‌زن اصحاب شد و می‌پرست

نیک و بد خلق به یکسو نهاد

نیست شد و هست شد و نیست هست

چون خودی خویش به کلی بسوخت

از خودی خویش به کلی برست

در بر عطار بلندی ندید

خاک شد و در بر او گشت پست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱در سرم از عشقت این سودا خوش است
  2. غزل شمارهٔ ۷۲چشم خوشش مست نیست لیک چو مستان خوش است
  3. غزل شمارهٔ ۷۳حسن تو رونق جهان بشکست
  4. غزل شمارهٔ ۷۴در دلم تا برق عشق او بجست
  5. غزل شمارهٔ ۷۵سر عشقت مشکلی بس مشکل است
  6. غزل شمارهٔ ۷۶رَه میخانه و مسجد کدام است
  7. غزل شمارهٔ ۷۷تا در تو خیال خاص و عام است
  8. غزل شمارهٔ ۷۸غم بسی دارم چه جای صد غم است
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.