پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴

در دلم تا برق عشق او بجست

رونق بازار زهد من شکست

چون مرا می‌دید دل برخاسته

دل ز من بربود و درجانم نشست

خنجر خون‌ریز او خونم بریخت

ناوک سر تیز او جانم بخست

آتش عشقش ز غیرت بر دلم

تاختن آورد همچون شیر مست

بانگ بر من زد که ای ناحق شناس

دل به ما ده چند باشی بت‌پرست

گر سر هستی ما داری تمام

در ره ما نیست گردان هرچه هست

هر که او در هستی ما نیست شد

دایم از ننگ وجود خویش رست

می‌ندانی کز چه ماندی در حجاب

پردهٔ هستی تو ره بر تو بست

مرغ دل چون واقف اسرار گشت

می‌طپید از شوق چون ماهی بشست

بر امید این گهر در بحر عشق

غرقه شد وان گوهرش نامد به دست

آخر این نومیدی ای عطار چیست

تو نه ای مردانه همتای تو هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶رَه میخانه و مسجد کدام است
  2. غزل شمارهٔ ۷۷تا در تو خیال خاص و عام است
  3. غزل شمارهٔ ۷۸غم بسی دارم چه جای صد غم است
  4. غزل شمارهٔ ۷۹درج لعلت دلگشای مردم است
  5. غزل شمارهٔ ۸۰خاصیت عشقت که برون از دو جهان است
  6. غزل شمارهٔ ۸۱هر شور و شری که در جهان است
  7. غزل شمارهٔ ۸۲تا چشم برندوزی از هر چه در جهان است
  8. غزل شمارهٔ ۸۳عشق تو قلاوز جهان است
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.