پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵

سر عشقت مشکلی بس مشکل است

حیرت جان است و سودای دل است

عقل تا بوی می عشق تو یافت

دایما دیوانه‌ای لایعقل است

بر امید روی تو در کوی تو

پای عاشق تا به زانو در گل است

منزل اندر هر دو عالم کی کند

هر که را در کوی عشقت منزل است

هست عاشق لیک هم بر خویشتن

هر که از عشق تو یک دم غافل است

گفته‌ای حاصل چه داری از غمم

می به نتوان گفت آنچم حاصل است

تا دلم در دام عشقت اوفتاد

در میان خون چو مرغی بسمل است

معطلی مطلق تویی در ملک عشق

هر دو عالم دست‌های سایل است

تا گشادی بر دل عطار دست

بر دل عطار بندی مشکل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷تا در تو خیال خاص و عام است
  2. غزل شمارهٔ ۷۸غم بسی دارم چه جای صد غم است
  3. غزل شمارهٔ ۷۹درج لعلت دلگشای مردم است
  4. غزل شمارهٔ ۸۰خاصیت عشقت که برون از دو جهان است
  5. غزل شمارهٔ ۸۱هر شور و شری که در جهان است
  6. غزل شمارهٔ ۸۲تا چشم برندوزی از هر چه در جهان است
  7. غزل شمارهٔ ۸۳عشق تو قلاوز جهان است
  8. غزل شمارهٔ ۸۴تا عشق تودر میان جان است
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.