پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲

تا چشم برندوزی از هر چه در جهان است

در چشم دل نیاید چیزی که مغز جان است

در عشق، درد خود را هرگز کران نبینی

زیرا که عشق جانان دریای بی‌کران است

تا چند جویی آخر از جان نشان جانان؟

در باز جان و دل را کین راه بی‌نشان است

تا کی ز هستی تو کز هستی تو باقی؟

گر نیست بیش مویی صد کوه در میان است

هر جان که در ره آمد لاف یقین بسی زد

لیکن نصیب جان زان پندار یا گمان است

اندیشه کن تو با خود تا در دو کون هرگز

یک قطره آب تیره دریا کجا بدان است

رند شراب خواره، چون مستِ مست گردد

گوید که هر دو عالم در حکم من روان است

لیکن چو باهُش آید در خود کند نگاهی

حالی خجل بماند داند که نه چنان است

عطار مست عشقی از عشق چند لافی

گر طالبی فنا شو مطلوب بس عیان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۴تا عشق تودر میان جان است
  2. غزل شمارهٔ ۸۵جهانی جان چو پروانه از آن است
  3. غزل شمارهٔ ۸۶همه عالم خروش و جوش از آن است
  4. غزل شمارهٔ ۸۷رهی کان ره نهان اندر نهان است
  5. غزل شمارهٔ ۸۸چون دلبر من سبز خط و پسته دهان است
  6. غزل شمارهٔ ۸۹کم شدن در کم شدن دین من است
  7. غزل شمارهٔ ۹۰عشق تو ز اختیار بیرونست
  8. غزل شمارهٔ ۹۱عشق جمال جانان دریای آتشین است
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.