پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۸

چون دلبر من سبز خط و پسته دهان است

دل بر خط حکمش چو قلم بسته میان است

سرسبزی خطش همه سرسبزی خلق است

شور لب لعلش همه شیرینی جان است

نقاش که بنگاشت رخ او به تعجب

از غایت حسن رخش انگشت‌گزان است

جانا نبرم جان ز تو زیرا که تو ترکی

وابروی تو، در تیر زدن سخت کمان است

از غالیه دانت شکری نیست امیدم

کان خال سیه مشرف آن غالیه دان است

از بس دل پرتاب که زلف تو ربوده است

زلف تو چنین تافته پیوسته از آن است

قربان کندم چشم تو از تیر که پیوست

خون ریختن و تیر از آن کیش روان است

خورشید که رویش به جهان پشت سپاه است

بر پشتی روی تو دل افروز جهان است

تا روی دل افروز تو ، عطار بدیده است

حقا که چنان کش دل و جان خواست چنان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۰عشق تو ز اختیار بیرونست
  2. غزل شمارهٔ ۹۱عشق جمال جانان دریای آتشین است
  3. غزل شمارهٔ ۹۲شیر در کار عشق مسکین است
  4. غزل شمارهٔ ۹۳بت ترسای من مست شبانه است
  5. غزل شمارهٔ ۹۴هر که درین دیرخانه مرد یگانه است
  6. غزل شمارهٔ ۹۵ای به وصفت ، گم شده هرجان که هست
  7. غزل شمارهٔ ۹۶خراباتی است پر رندان سرمست
  8. غزل شمارهٔ ۹۷شادی به روزگار شناسندگان مست
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.