پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۲

شیر در کار عشق مسکین است

عشق را بین که با چه تمکین است

نکشد کس کمان عشق به زور

عشق شاه همه سلاطین است

دلم از دلبران بتی بگزید

کو به رخ همچو ماه و پروین است

از لطیفی که هست آن دلبر

فخر خوبان چین و ماچین است

وصف خوبی او چه دانم گفت

هرچه گویم هزار چندین است

خوب رویی شگرف گفتاری

که به صورت فرشته آیین است

آن نگاری که روی او قمر است

طره‌اش مشک عنبرآگین است

من چو فرهاد در غمش زارم

کو به حسن و جمال شیرین است

صفتش در زمانه ممتاز است

دیدنش روح را جهان بین است

آن ستم کز صنم کشید فرید

بی‌گمان آفت دل و دین است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۴هر که درین دیرخانه مرد یگانه است
  2. غزل شمارهٔ ۹۵ای به وصفت ، گم شده هرجان که هست
  3. غزل شمارهٔ ۹۶خراباتی است پر رندان سرمست
  4. غزل شمارهٔ ۹۷شادی به روزگار شناسندگان مست
  5. غزل شمارهٔ ۹۸بی تو از صد شادیم یک غم به است
  6. غزل شمارهٔ ۹۹نور ایمان از بیاض روی اوست
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۰شمع رویت را دلم پروانه‌ای است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۱گر جمله تویی همه جهان چیست
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.