پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۹

نور ایمان از بیاض روی اوست

ظلمت کفر از سر یک موی اوست

ذره ذره در دو عالم هر چه هست

پرده‌ای در آفتاب روی اوست

هر که را در هر دو عالم قبله‌ای است

گرچه نیست آگاه آنکس سوی اوست

هر دو عالم هیچ می‌دانی که چیست

هر دو عکس طاق دو ابروی اوست

چون کمان ابروی او درکشیم

کان کمان پیوسته بر بازوی اوست

آن همه غوغای روز رستخیز

از مصاف غمزهٔ جادوی اوست

رستخیز آری کلمح باالبصر

از خدنگ چشم چون آهوی اوست

هم زمین از راه او گردی است بس

هر فلک سرگشته‌ای در کوی اوست

زان سیه گردد قیامت آفتاب

تا شود روشن که او هندوی اوست

آسمان را از درش بویی رسید

تا قیامت سرنگون بر بوی اوست

خلق هر دو کون را درد گناه

بر امید ذره‌ای داروی اوست

تا که بویی یافت عطار از درش

دل نمی‌داند که در پهلوی اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۱گر جمله تویی همه جهان چیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۲ای دلشده دلربای من کیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۳در عشق، قرار بی‌قراری است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۴طریق عشق جانا بی بلا نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۵سخن عشق جز اشارت نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۶عشق را اندر دو عالم هیچ پذرفتار نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۷هر که درین درد گرفتار نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۸دل بگسل از جهان که جهان پایدار نیست
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.