پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۸

دل بگسل از جهان که جهان پایدار نیست

واثق مشو به او که به عهد استوار نیست

در طبع روزگار وفا و کرم مجوی

کین هر دو مدتی است که در روزگار نیست

رو یار خویش باش و مجو یاری از کسی

کاندر دیار خویش بدیدیم یار نیست

نومید شو ز هر که توانی و هرچه هست

کامیدهای باطل ما را شمار نیست

عطاروار از همه عالم طمع ببر

کاندر زمانه بهتر ازین هیچ کار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۰ای دل ز جان در آی که جانان پدید نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۱از قوت مستیم ز هستیم خبر نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۲دل خون شد و از توام خبر نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۳در ره عشاق نام و ننگ نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۴طمع وصل تو مجالم نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۵آفتاب رخ تو پنهان نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۶سرو چون قد خرامان تو نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۷هر دلی کز عشق تو آگاه نیست
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.