پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۷

هر دلی کز عشق تو آگاه نیست

گو برو کو مرد این درگاه نیست

هر که را خوش نیست با اندوه تو

جان او از ذوق عشق آگاه نیست

ای دل ار مرد رهی مردانه باش

زانکه اندر عاشقی اکراه نیست

عاشقان چون حلقه بر در مانده‌اند

زانکه نزدیک تو کس را راه نیست

گرد بر گرد دلم از درد تو

خون گرفت و زهرهٔ یک آه نیست

بر سر آی از قعر چاه نفس از آنک

یوسف مصریت اندر چاه نیست

چند جویی آب و جاه ار عاشقی

عاشق اندر بند آب و جاه نیست

زاد راه مرد عاشق نیستی است

نیست شو در راه آن دلخواه نیست

در ده ای عطار تن در نیستی

زانکه آنجا مرد هستی شاه نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۹در ده خبر است این ، که ز مَه دِه خبری نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۰عشق جز بخشش خدایی نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۱آیینهٔ تو سیاه روی است
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۲زهی زیبا جمالی این چه روی است
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۳هر دیده که بر تو یک نظر داشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۴تاب روی تو آفتاب نداشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۵درد دل من از حد و اندازه درگذشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۶در عشق تو عقل سرنگون گشت
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.