پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۱

آیینهٔ تو سیاه روی است

او را چه خبر که ماه‌روی است

آن آینه می‌زدای پیوست

کورا گه پشت و گاه روی است

آن پشت ز عشق روی گردان

گر کرده تو را به راه روی است

کز عشق چو آفتاب گردد

هر ذره اگر سیاه‌روی است

نه چرخ کلاه فرق عشق است

پس در خور آن کلاه‌روی است

تا این رویش نگردد آن روی

او را همه در گناه روی است

هر ذره که هست در دو عالم

او را سوی پیشگاه روی است

نتواند یافت هرگز این روی

آن را که به عز و جاه روی است

هرگز نرسد به ذروهٔ عرش

آن را که به قعر چاه روی است

روی از همه شیوه بست باید

آن را که به پادشاه روی است

زین شوق فرید را همه عمر

آورده به بارگاه روی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۳هر دیده که بر تو یک نظر داشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۴تاب روی تو آفتاب نداشت
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۵درد دل من از حد و اندازه درگذشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۶در عشق تو عقل سرنگون گشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۷ای دلم مست چشمهٔ نوشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۸تا دل من راه جانان بازیافت
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۹تا گل از ابر آب حیوان یافت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۰تا دل ز کمال تو نشان یافت
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.