پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۰

تا دل ز کمال تو نشان یافت

جان عشق تو در میان جان یافت

پروانهٔ شمع عشق شد جان

چون سوخته شد ز تو نشان یافت

جان بود نگین عشق و مهرت

چون نقش نگین در آن میان یافت

جان بارگه تورا طلب کرد

در مغز جهان لامکان یافت

جان را به درت نگاهی افتاد

صد حلقه برو چو آسمان یافت

هر جان که به کوی تو فرو شد

از بوی تو جان جاودان یافت

فریاد و خروش عاشقانت

در کون و مکان نمی‌توان یافت

از درد تو جان ما بنالید

درمان تو درد بی‌کران یافت

چون درد تو یافت زیر هر درد

درمان همه جهان نهان یافت

هرچیز که جان ما همی جست

چون در تو نگاه کرد آن یافت

هر مقصودی که عقل را بود

در شعلهٔ روی تو عیان یافت

عطار چو این سخن بیان کرد

بیرون ز جهان بسی جهان یافت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۲پیشگاه عشق را پیشان که یافت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۳خاک کویت هر دو عالم در نیافت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۴بس که دل تشنه سوخت وز لبت آبی نیافت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۵هر دل که ز عشق بی نشان رفت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۶دوش جان دزدیده از دل راه جانان برگرفت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۷آتش سودای تو عالم جان در گرفت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۸گر نبودی در جهان امکان گفت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۹ای زلف تو دام و دانه خالت
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.