پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۹

در ده خبر است این ، که ز مَه دِه خبری نیست

وین واقعه را همچو فلک پای و سری نیست

عقلم که جهان زیر و زبر کرد به فکرت

بی خویش از آن شد که ز خویشش خبری نیست

جان سوخته زان شد که از آنها که برفتند

بسیار اثر جست و ز یک تن اثری نیست

دل بر سر ره ماند که می‌دید که هستش

مشکل سفری پیش که چون هر سفری نیست

این کار برون نیست ز دو نوع به تحقیق

یا هیچ نیم یا که به جز من دگری نیست

در ماتم این درد که دورند از آن خلق

آشفته و سرگشته چو من نوحه‌گری نیست

زان مغز شود خشک و ترم هر شب و هر روز

کز چرخ مرا جز لب و رخ خشک و تری نیست

جانم که ز بستان فلک نیشکری خواست

گفتا نه‌ای واقف که مرا نیشکری نیست

از خوان فلک دل مطلب گر جگرت خورد

زیرا که اگر دل دهدت بی جگری نیست

عطار چو کس را خطری نیست درین راه

تو نیز فرو شو که تورا هم خطری نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۱آیینهٔ تو سیاه روی است
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۲زهی زیبا جمالی این چه روی است
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۳هر دیده که بر تو یک نظر داشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴تاب روی تو آفتاب نداشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۵درد دل من از حد و اندازه درگذشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۶در عشق تو عقل سرنگون گشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۷ای دلم مست چشمهٔ نوشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۸تا دل من راه جانان بازیافت
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.