پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۵

آفتاب رخ تو پنهان نیست

لیک هر دیده محرم آن نیست

هر که در عشق ذره ذره نشد

پیش خورشید پای‌کوبان نیست

ذره می‌شو هوای جانان را

که به جانان رسیدن آسان نیست

مرد جانان نه‌ای مکن دعوی

زانکه نامرد مرد جانان نیست

شادی وصل تو کسی یابد

که درین وادیش غم جان نیست

تا که دردی نیایدت پیدا

هرچه دیگر کنی تو درمان نیست

سر درین راه باز و پا در نه

زانکه ره را امید پایان نیست

تن بزن چند گویی ای عطار

هر کسی مرد این بیابان نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۷هر دلی کز عشق تو آگاه نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۸کیست که از عشق تو پردهٔ او پاره نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۹در ده خبر است این ، که ز مَه دِه خبری نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۰عشق جز بخشش خدایی نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۱آیینهٔ تو سیاه روی است
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۲زهی زیبا جمالی این چه روی است
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۳هر دیده که بر تو یک نظر داشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۴تاب روی تو آفتاب نداشت
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.