پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۲

دل خون شد و از توام خبر نیست

هر روز مرا دلی دگر نیست

گفتم که دلم به غمزه بردی

گفتا که مرا ازین خبر نیست

زر می‌خواهی که دل دهی باز

جان هست مرا ولیک زر نیست

می‌نتوانم سر از تو پیچید

گر هست سَرِ مَنَت وگر نیست

در گلبن آفرینش امروز

از روی تو گل شکفته‌تر نیست

پر پرتو روی توست عالم

لیکن چکنم مرا نظر نیست

دین آوردم که نور دین را

بی روی تو ذره‌ای اثر نیست

کفر آوردم که کافری را

از حلقهٔ زلف تو گذر نیست

کفر است قلاوز ره عشق

در عشق تو کفر مختصر نیست

جز کافری و سیاه‌رویی

در عالم عشق معتبر نیست

خاکش بر سر که همچو عطار

در کوی تو همچو خاک در نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۴طمع وصل تو مجالم نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۵آفتاب رخ تو پنهان نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۶سرو چون قد خرامان تو نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۷هر دلی کز عشق تو آگاه نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۸کیست که از عشق تو پردهٔ او پاره نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۹در ده خبر است این ، که ز مَه دِه خبری نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۰عشق جز بخشش خدایی نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۱آیینهٔ تو سیاه روی است
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.