پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۱

از قوت مستیم ز هستیم خبر نیست

مستم ز می عشق و چو من مست دگر نیست

در جشن می عشق که خون جگرم ریخت

نقل من دلسوخته جز خون جگر نیست

مستانِ می‌ِ عشق درین بادیه رفتند

من ماندم و از ماندن من نیز اثر نیست

در بادیهٔ عشق نه نقصان نه کمال است

چون من دو جهان خلق اگر هست و اگر نیست

گویند برو تا به درش برگذری بوک

هیهات که گر باد شوم روی گذر نیست

زین پیش دلی بود مرا عاشق و امروز

جز بی‌خبریم از دل خود هیچ خبر نیست

جانا اگرم در سر کار تو رود جان

از دادن صد جان دگرم بیم خطر نیست

در دامن تو دست کسی می‌زند ای دوست

کاو در ره سودای تو با دامن تر نیست

دانی که چه خواهم من دلسوخته از تو

خواهم که نخواهم، دگرم هیچ نظر نیست

عطار چنان غرق غمت شد که دلش را

یک دم دل دل نیست زمانی سر سر نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۳در ره عشاق نام و ننگ نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۴طمع وصل تو مجالم نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۵آفتاب رخ تو پنهان نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۶سرو چون قد خرامان تو نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۷هر دلی کز عشق تو آگاه نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۸کیست که از عشق تو پردهٔ او پاره نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۹در ده خبر است این ، که ز مَه دِه خبری نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۰عشق جز بخشش خدایی نیست
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.