پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۳

در عشق، قرار بی‌قراری است

بدنامی عشق نام‌داری است

چون نیست شمار عشق پیدا

مشمر که شمار بی‌شماری است

در عشق، ز اختیار بگذر

عاشق بودن نه اختیاری است

گر دل داری تو را سزد عشق

ورنه همه زهد و سوگواری است

زاری می‌کن، چو دل نداری

تا دل ندهند، کار زاری است

دل کیست شکار خاص شاه است

شاه از پی او به دوستداری است

شاهی که همه جهانش ملک است

در دشت ز بهر یک شکاری است

جانا بر تو قرار آن راست

کز عشق تو عین بی‌قراری است

آن را که گرفت عشق تو نیست

در معرض صد گرفتکاری است

وآن است عزیز در دو عالم

کز عشق تو در هزار خواری است

هر بی‌خبری که قدر عشقت

می‌نشناسد ز خاکساری است

وآن کس که شناخت خردهٔ عشق

هر خردهٔ او بزرگواری است

پروانهٔ توست جان عطار

زآن است که غرق جان‌سپاری است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۵سخن عشق جز اشارت نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۶عشق را اندر دو عالم هیچ پذرفتار نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۷هر که درین درد گرفتار نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۸دل بگسل از جهان که جهان پایدار نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۹از تو کارم همچو زر بایست نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۰ای دل ز جان در آی که جانان پدید نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۱از قوت مستیم ز هستیم خبر نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۲دل خون شد و از توام خبر نیست
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.