پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۱

گر جمله تویی همه جهان چیست

ور هیچ نیم من این فغان چیست

هم جمله تویی و هم همه تو

و آن چیست که غیر توست آن چیست

چون هست یقین که نیست جز تو

آوازهٔ این همه گمان چیست

چون نیست غلط کننده پیدا

چندین غلط یکان یکان چیست

چون کار جهان فنای محض است

چندین تک و پوی در جهان چیست

بر ما چو وجود نیست ما را

چندین غم و درد بی کران چیست

چون زنده به جان نیم به عشقم

پس زحمت جان درین میان چیست

جان در تو ز خویشتن فنا شد

زان بی خبر است جان که جان چیست

عطار ضعیف را ازین سر

جز گفت میان تهی نشان چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۳در عشق، قرار بی‌قراری است
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۴طریق عشق جانا بی بلا نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۵سخن عشق جز اشارت نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۶عشق را اندر دو عالم هیچ پذرفتار نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۷هر که درین درد گرفتار نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۸دل بگسل از جهان که جهان پایدار نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۹از تو کارم همچو زر بایست نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۰ای دل ز جان در آی که جانان پدید نیست
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.