پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱

عشق جمال جانان دریای آتشین است

گر عاشقی بسوزی زیرا که راه این است

جایی که شمع رخشان ناگاه بر فروزند

پروانه چون نسوزد کش سوختن یقین است

گر سر عشق خواهی از کفر و دین گذر کن

کانجا که عشق آمد چه جای کفر و دین است

عاشق که در ره آید اندر مقام اول

چون سایه‌ای به خواری افتاده در زمین است

چون مدتی برآید سایه نماند اصلا

کز دور جایگاهی خورشید در کمین است

چندین هزار رهرو دعوی عشق کردند

برخاتم طریقت منصور چون نگین است

هرکس که در معنی زین بحر بازیابد

در ملک هر دو عالم جاوید نازنین است

کاری قوی است عالی کاندر ره طریقت

بر هر هزار سالی یک مرد راه‌بین است

تو مرد ره چه دانی زیرا که مرد ره را

اول قدم درین ره بر چرخ هفتمین است

عطار اندرین ره جایی فتاد کانجا

برتر ز جسم و جان است بیرون ز مهر و کین است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۳بت ترسای من مست شبانه است
  2. غزل شمارهٔ ۹۴هر که درین دیرخانه مرد یگانه است
  3. غزل شمارهٔ ۹۵ای به وصفت ، گم شده هرجان که هست
  4. غزل شمارهٔ ۹۶خراباتی است پر رندان سرمست
  5. غزل شمارهٔ ۹۷شادی به روزگار شناسندگان مست
  6. غزل شمارهٔ ۹۸بی تو از صد شادیم یک غم به است
  7. غزل شمارهٔ ۹۹نور ایمان از بیاض روی اوست
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۰شمع رویت را دلم پروانه‌ای است
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.